کد خبر: 5325
تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۷
kordestan

شناخت واقعی ما از از قوم کرد فاقد ژرفا و به دور از واقع بینی است.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی چشم انداز 1404 به نقل از خبرآنلاین، تحولات مهم منطقه، بر وضعیت کردها نیز تاثیر مستقیم گذاشته و به جرات می توان گفت، برگزاری رفراندوم جدایی اقلیم کردستان از عراق، با وجود تمام پیامدها و مشکلاتی که برای خود کردها فراهم آورده، نقطه عطف مهمی در تاریخ معاصر کردها بود. این رویداد و مقطع حساسی که پس از حمله به کرکوک آغاز شده، نه تنها بر اقلیم کردستان، بلکه بر سرنوشت کردهای سوریه نیز تاثیر می گذارد و علاوه بر این، تصممیات، اقدامات و سوگیری های احزاب و جریانات سیاسی کُردی در اقلیم کردستان در مورد رفراندوم و کرکوک، بر حیات آتی آنان تاثیر خواهد گذاشت. 

برای تحلیل و تبیین این موضوع، عزمِ آن کردم که در مورد سناریوهای مختلف محتمل برای کردهای عراق و سوریه، یادداشتی بنویسم. اما در همان سطور و پاراگراف نخست، به این نتیجه رسیدم که بد نیست مقدمه ی کوتاهی بیاورم و این یادداشت را در دو بخش منتشر کنم. به همین خاطر تصمیم گرفتم در این بخش، برخی تصورات و تفاوت های مرتبط با کردها را بیان کنم و در بخش دوم و پایانی یادداشت، اختصاصا در مورد سرنوشت کردهای عراق و سوریه و تشابهات و تفاوت های آنان، به بیان چند نکته ی اجمالی بپردازم.
شناخت کارشناسان و دانشگاهیان ایرانی از کردها
پیش از آن که به بیان اصلی ترین و مهم ترین تفاوت ها و تشابهات مرتبط با سرنوشت و آینده ی کردها در عراق و سوریه بپردازم؛ لازم می دانم در یک مقدمه ی کوتاه، به این مورد اشاره کنم که برخلاف تصور عمومی، میزان شناخت گروه های مختلف کارشناسی و دانشگاهی کشور ما ایران از ویژگی های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی قوم کُرد، غالبا فاقد ژرفا و عنصر واقع بینی است و خیلی وقت ها، غباری از تعصب، کژبینی و ترس و نگرانی بیهوده، روی همین شناخت ناچیز را هم فرا گرفته است. 
صد البته نیاز به گفتن نیست که شناخت از آذری و بلوچ و ترکمن نیز به همین منوال است. کلا بگذارید خیال خودم و خودتان را راحت کنم و بگویم؛ کُردشناسی و ترک شناسی و تبارشناسی ما ایرانی ها نیز، بی شباهت نیست با چیزشناسی های دیگرمان! به ویژه در حوزه تحلیل، رسانه و کارشناسی های مرتبط با علوم اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، همواره در کشور ما، سطح دانش و اطلاعات، می‌تواند شانس گستردگی و پهناوربودن داشته باشد اما فاقد ژرفا و قابلیت استناد است چرا که رانت های قدرت، به طور معمول و مرسوم، رانت های رسانه ای نیز در اختیار دارند و چندان خبری از کادرپروری و شایسته سالاری و انتصاب متخصصین نیست و از دیگر سو، حال و روز دانشگاه ها و اتاق فکرها و مراکز پژوهشی وابسته به نان نفت آلود هم، اظهر من الشمس است! چرا این مقدمه ی کوتاه را آوردم؟ برای این که بگویم؛ همه ی کُردها، کُرد هستند اما این دلیل نمی شود که همه ی آنان، در چهار کشور ایران، ترکیه، سوریه وعراق، در یک مسیر حرکت کنند و از بیشترین مقدار تفاهم، تعامل، شباهت و آرمان مشترک برخوردار باشند. نخستین و مهم ترین دلیل نیز، تفاوت های عمیق این چهار کشور است که به طور جدی در یک سده ی اخیر و حتی پیش از آن نیز، تاثیرات عظیمی بر کردها گذاشته و به تبع آن، بر آینده ی آنان نیز اثر خواهد گذاشت. 
شاید تعداد انگشت شماری از کارشناسان، دانشگاهیان و دوستان ایرانی تهران نشین، شیرازنشین، تبریزنشین یا مشهد نشین، از این نکته ی ساده اطلاع داشته باشند که اساسا تفاوت های لهجه ای بین برخی از زیرمجموعه های زبانی قوم کُرد، بسیار فراتر از مسافت گویشی و لهجه ای است. به عنوان مثال، یک کُرد کورمانج ساکن دره گز خراسان و یک کُرد سنندجی، هر دو کُردزبان هستند و هر دو از لحاظ نگرش قومی و فرهنگی، خود را کُرد می نامند اما ممکن است باورکردنش برایتان عجیب باشد که تفاوت های قواعد کلامی و واژگانی آنها در حدی است که برای یک دیالوگ چند دقیقه‌ای، یا به یک مترجم نیاز دارند و یا ناچارند از زبان فارسی به عنوان زبان واسطه، بهره بگیرند! مثال دیگری بیاورم. تفاوت های زبانی و گفتاری یک کُرد زازای مقیم استان کردنشین درسیم (تونجلی) در ترکیه با یک کُرد ایرانی ساکن شهر بانه در استان کردستان ایران، در حدی است که در ایده آل ترین شرایط ممکن، می توانند ده کلمه با هم صحبت کنند! باور کنید! همین و نه بیشتر! 
از آن سو، یک کُرد کلهری مقیم استان کرمانشاه با یک کُرد کورمانج مقیم کوبانی سوریه که اتفاقا کورمانجی او، تعداد زیادی واژه ی عربی را هم در خود هضم کرده و تغییر داده، بسیار سخت و دشوار می توانند بیش از چهار پنج دقیقه با هم صحبت کنند! این را هم به عنوان اطلاعات عمومی بدانید که زبان کُردی، چندین زیرلهجه و دو لهجه ی عمده دارد: سورانی و کورمانجی. کُردی سورانی که مورد استفاده ی متکلمین کُرد در بخش هایی از ایران و اقلیم کردستان عراق است، به الفبای عربی نوشته می شود اما متکلمین لهجه ی کورمانجی در زبان کُردی شامل همه ی کردهای ترکیه و سوریه و بخش هایی از کردهای عراق و ایران (خراسان و آذربایجان غربی)، با الفبای لاتینی می نویسند! در کُردی کورمانجی و زازاکی، مانند زبان عربی، قاعده ی مذکر و مونث داریم و تشخیص معرفه و نکره چندان راحت نیست اما در سورانی، همانند فارسی، اسامی و افعال و ضمایر مذکر و مونث، یکی هستند. 
حالا به مجموعه ی این تفاوت ها اضافه کنید تفاوت های دینی و مذهبی را. کُرد کورمانج اهل تشیع و کُرد فَیلی شیعه ی ایلام چه نگرشی دارد و کُرد اهل سنّت شافعی مذهب سنندج و ارومیه، چه رویکردی دارد؟ از آن سو، دولت مرکزی ایران به هر کدام از این دو طیف شیعی و سنّی احیانا چه نگاه متفاوتی دارد و آن سوی مرز ما، دولت مرکزی ترکیه، چه نگرشی به کُرد کورمانج اهل سنت شافعی مقیم ماردین و دیاربکر دارد و چه رویکردی به کُرد زازای علوی درسیم نشین و بینگُل نشین؟ 
دیگر بحث کُردهای مسیحی و یهودی و ایزدی و یارسان و اهل حق، بماند در گوشه ای دیگر. خوب...بیان این تفاوت ها، در گام اول چنین تصوری را به اذهان متبادر می کند: اگر تفاوت ها در این حد عمیق است، پس بفرمایید کردها نه یک زبان واحد، بلکه چند زبان دارند و چند هویت قومی! خیر. چنین نیست. همان کُردی کورمانجی و سورانی و کلهری و اورامی و زازاکی، با تمام تفاوت هایشان، پایه ها و بنیادهای مشترکی دارند که الزاما از جنس کلمه و گرامر نیستند و در نوا و موسیقی و سبک زندگی روستایی و سور و سوگ ها و بسیاری مسائل دیگر، کردها را در زیر یک کلّ تعریف می کند. یک کلّ که ممکن است چندان واحد هم نباشد اما بسیار پیش از آن که احیانا آرمان مشترکی به نام «کردستان بزرگ» آنان را زیر یک چتر گرد آورد، دغدغه های مشترک، سبک زندگی، بنیه های فرهنگی و قومی و تاثیرپذیری از وضعیت جغرافیایی و سیاسی محیط پیرامون است که آنان را به هم شبیه و با هم، همراه می کند. 
به باور نگارنده، این همان نقطه ای است که نیاز به شناخت فرهنگی و اجتماعی دارد و با فوبیاهای امنیتی و ترس های بیهوده قابل تبیین و تحلیل نیست. اتفاقا این گونه ترس های بی پایه، تاکنون چیزی جز ضرر به بار نیاورده است. به عنوان مثال، در ایران ما و در نگرش به مشارکت کردها در حوزه های مختلف مسئولیتی، اقدامات احتیاطی برخی عزیزان، از بس محتاطانه است رنگ و بوی تبعیض و نابرابری به خود گرفته و موجب رنجش و نگرانی بسیاری از کردها شده است. 
القصه؛ پس تا اینجای کار گفتیم که بین لهجه های مختلف کردها و باورهای دینی و مذهبی آنان، تفاوت های بسیار جدی وجود دارد اما دغدغه های فرهنگی و قومی آنان به هم نزدیک است و از دیگر سو، چیزی که کردها را زیر یک چتر جمع می کند - برخلاف تصور کسانی که قصد دارند با این فوبیا بر سر کردها بکوبند - آرمان و رویایی به نام آروزی تاسیس کردستان بزرگ و واحد نیست بلکه موضوع مهم، غامض و پیچیده ای تحت عنوان اشتراک در تاثیرپذیری از وضعیت جغرافیایی و رفتارهای سیاسی پیرامونی است. در تحلیل دقیق و واقع بینانه ی این موضوع، باید هم تفاوت های مهم موقعیت کردها در ایران، عراقف ترکیه و سوریه را در نظر آوریم و هم موقعیت این چهار کشور در خاورمیانه را ارزیابی کنیم. خواهیم دید که در یک تابلوی کلی، بنا به دلایل سیاسی، اجتماعی، جغرافیایی و هم بنا به تفاوت های تاریخی و مرزی، ایران و ترکیه الزاما در یک سو باید مورد بررسی قرار بگیرند و عراق و سوریه، در سویی دیگر.
در بخش بعدی این یادداشت، در مورد این مساله خواهم نوشت که موقعیت ایران و ترکیه به عنوان دو کشور قدرتمند و ریشه دار منطقه چگونه و با چه مکانیسم هایی بر سرنوشت کردهای خودشان و کردهای منطقه اثر می گذارد و عراق و سوریه به عنوان دو کشور عربی با مرزهای جدید و بدون تاریخ، چه موقعیت خاصی برای کردها فراهم می آورد. پس از ذکر ابعاد مختلف این موضوع، به تحلیل این موضوع خواهم پرداخت که اصلی ترنی تفاوت ها و تشابهات در سرنوشت سیاسی و اجتماعی کردهای عراق و سوریه کدامند و آنان، احیانا در سالیان آتی چه مسیری را خواهند پیمود و در چه سناریوهایی نقش ایفا خواهند کرد.

برچسب‌ها

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

یادداشت

پربحث‌ها

پربیننده‌ها