کد خبر: 5875
تاریخ انتشار: ۲۹ آبان ۱۳۹۷ - ۱۷:۱۱
رونمایی کتاب قطب نمای موفقیت

آیین رونمایی و جشن امضای کتاب «قطب‌نمای موفقیت» ترجمه سید حمیدرضا عظیمی با حضور نوسینده اثر، الکساندر جورجینیا اینکلمان، عصر دوشنبه ۲۸ آبان‌ماه در مجموعه فرهنگی ـ هنری شهر کتاب فرشته برگزار شد.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی چشم انداز 1404، مراسم رونمایی و جشن امضای «قطب‌نمای موفقیت» ترجمه سیدحمیدرضا عظیمی با حضور نویسنده اثر، الکساندر جورجینیا اینکلمان؛ رئیس کارگروه ایران در حزب CDO آلمان، با حضور اهالی فرهنگ و هنر در شهر کتاب فرشته برگزار شد.

دکتر سید حمیدرضا عظیمی مترجم اثر در این مراسم عنوان داشتند: حوزه موفقیت، در ایران از حوزه های پرطرفدار است و به همین دلیل کتاب ها و سمینارهای موفقیت از مقبولیت خوبی در ایران برخوردار است. نکته ای که نظر من را جلب کرده بود، غیراورجینال بودنِ موارد اشاره شده در ایران بود، در واقع من تلاش کردم که با ترجمه این کتاب شاخص یک منبعِ اورجینالِ موفقیت را به ایران بیاورم.

به اعتقاد من، آقای جورجینیا که مدیریت انستیتو اینکلمان (شناخته شده ترین و معتبرترین مرکز موفقیت در آلمان) را بر عهده دارند، بدون تردید بهترین گزینه بودند و خوشبختانه ایشان هم با روی باز به ایران آمدند.

الکساندر جورجینیا اینکلمان که از مادری ایرانی و پدری آلمانی متولد شده است، به خاطر ریشه‌های ایرانی خود در این سال‌ها تلاش بسیاری در راستای نزدیکی ایران و آلمان داشته است. مولف کتاب «قطب‌نمای موفقیت» در ابتدای این مراسم صحبت‌هایی صمیمانه با حاضران داشت. او صحبت های خود را این‌گونه آغاز کرد: امروز می خواهم رازی را با شما در میان بگذارم؛ در خانواده ما این شعار هست که غریبه‌ها همان دوستانی هستند که ما هنوز آنها را نمی شناسیم. همین لحظه اگر هر کدام از ما تنها به کنار دست خود نگاه کنیم و به ناشناس های کنارمان سلام کنیم، قطعا اتمسفر اینجا دوستانه تر و قشنگ تر خواهد شد. اما مهم اینجاست که چه کسی این اتمسفرِ زیبا را ایجاد کرده است. این خودمان هستیم که توانسته ایم با نوع برخورد و رفتارمان چنین فضایی را برای خودمان ایجاد کنیم.

او افزود: همین امروز امکانِ این را داشتم که برای ۱۰ دقیقه با اتومبیل با کسی که تا به حال نمی شناختمش مسیری را طی کنم؛ مردی مسن که سرِ صحبت را با من باز کرده بود. او تمامِ این ۱۰ دقیقه را با من از گناه صحبت کرد و هر بار هم نظر مرا جویا می شد. اما به اعتقاد من بزرگ ترین گناه در زندگی ما انسان ها این است که آینده خود را ببخشیم. موفقیت چیزی است که انسان همواره به آن نیاز دارد. هیچ‌گاه دنیا به مانندِ امروز نیاز به آدم‌های موفق نداشته است که امروز دارد. با تمام پیشرفت‌هایی که بشر در موارد مختلف علمی داشته، مشکلات بشرِ امروز همان‌هایی هستند که در گذشته نیز با آن ها دست به گریبان بوده است.

الکساندر جورجینیا اینکلمان در ادامه گفت: بگذارید برایتان قصه‌ای بگویم؛ مردی از روبه‌روی خانه زیبایی که پلکانی جلو آن است، عبور می کند. چشمش به کودکی می خورد که به همراه سگی روی پلکان نشسته. از او می پرسد آیا سگ تو گاز می گیرد؟ و پسرک پاسخ می دهد نه! مرد با خوشحالی قصد نوازش سگ را دارد که در کمال تعجب سگ دست او را گاز می گیرد. اعتراض می کند که تو گفتی سگت گاز نمی گیرد و پسرک پاسخ می دهد، خب این سگ من نیست.  در واقع آن مرد سوال خود را درست نپرسیده بود. ما نیز برای رسیدن به موفقیت بایستی سوالِ درست را بپرسیم. ما در زندگی به هدف نیاز داریم، اما اهدافی روشن. اگر شما امروز از من بپرسید که هدفم از آمدن به ایران چه بوده، پاسخ می‌دهم که من به ایران آمده ام چون مردمِ ایران برایم مهم هستند. می‌دانید چرا شما مهم هستید؟ چون تنها شمایید که می‌توانید تاثیر مثبتی روی خود و اطرافتان داشته باشید. در اینجا این نکته اهمیت دارد که چشمان شما تا چه حد می‌تواند خوب ببیند.

در بخش دیگری از این مراسم، سیدمحمد بهشتی؛ مدیر اسبق سازمان میراث فرهنگی با اشاره به توانمندی ها و منابع ایران در عرصه های گوناگون فرهنگی ـ هنری بیان کرد: من در زمینه اقتصاد مطالعه زیادی ندارم اما به نظرم می رسد اقتصاد به این معناست که منابع محدود را صرف دستیابی به نتایج مطلوب کنیم. بر این مبنا تمام موجوداتی که در طبیعت زیست می‌کنند، رفتارشان اقتصادی است و در این میان تنها موجودی که می‌تواند اقتصادی عمل نکند انسان است.

بهشتی در ادامه یکی از صورت‌های موفقیت را حل معادلات پیچیده عنوان کرد و افزود: نگاهی به تمدنِ ایران نشان می دهد که ایرانیان همواره توانسته‌اند با حل معادلات پیچیده، زیست مناسبی را برای خود فراهم آورند و تمدن خود را پایه ریزی کنند. به اعتقاد من یکی از صورت های موفقیت حل معادلات پیچیده و اکتفا نکردنِ به حداقل هاست. در ایران سازه ای وجود دارد که بسیار استثنایی است و می تواند نمادی از موفقیت باشد؛ پدیده ای به اسم یخچال. ساختمانی که در شهرهای حاشیه کویر ایران از جمله تهران وجود داشت که در فصل زمستان در آن مناطق یخ تولید می کردند و برای استفاده در فصل تابستان در مخزنی نگه می داشتند. تا پیش از اختراع یخچال های الکتریکی امروز، در هیچ کجای جهان در فصل گرما یخ وجود نداشت تا نوشیدنی های خود را خنک بنوشند مگر در ایران. در واقع ایرانی ها صرفا برای یک لذت چنین سازه ای را ایجاد کرده بودند و این خود نشان از تلاش آنها برای رسیدنِ به موفقیت با کمال مطلوب دارد. البته این روزها کمی حالِ ما ایرانی ها خوب نیست، اما اگر حال ما فقط کمی بهتر شود قاعدتا چنین خلاقیت‌های هدفمندی را در تمامی عرصه ها شاهد خواهیم بود. هنوز که هنوز است در عرصه هایی که موکول به خلاقیت است مثل عرصه های هنری، ایرانی ها همواره موفق عمل کرده اند. امیدوارم با اتفاقاتی نظیر همین کتاب حالِ ما ایرانی هر روز بهتر باشد.

بیژن امکانیان، سعید صادقی عکاس جنگ، اشمیتز رایزن فرهنگی بلژیک، برایسنل برگر رایزن اقتصادی اتریش و جمعی از کارکنان رایزنی های فرهنگی و سفارتخانه های مقیم ایران نیز از دیگر چهره های حاضر در این مراسم بودند.

ارسال نظر

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.

یادداشت

پربحث‌ها

پربیننده‌ها